من: هنوز نمد چرا اینجاییم!؟😐💔
تیسی: حقیقتش علتش اینه که دستت بد جور آسیب دیده بود💔
من: صدای پای دکتر رو میشوم* من باید برم..فعلا
و میرم توی ونت و برمیگردم و سریع همه کار هارو میکنم و واقعا خوابم میبره*
من: اممممم...باشه میخوابم.🤞🏻دارم دروغ میگم مثل یک روباه واقعی*
خودمو میزنم به خواب*
دکتر: چراقو خاموش میکنه و میره بیرون*
من: میزارم که کاملا بره و دور شه بعد فرار کنم*
من: صدای تیسی رو میشوم* چرا؟ آخه چرا؟ سه ساعت!؟ نهههه من دوستامو موخوام!ا🥺🥺🥺💔💔
دکتر: داره وضعیت منو چک میکنه*
من: پوکر*
من توی دلم: باید یک نقشه بکشم....باید برم بیرون...اما...چجوری باید برم؟🤔🤔🤨🤨
اونجا یک دونه ونت هست! از توی اون میرم بیرون!ا البته وقتی که دکتر رفت...اره😈👌🏿