Block this user Report this user
YOUTUBE - @itznixy_YT
TIKTOK - @itznixy_tt
≈★≈
ARO-ACE
≈★≈
My acc is old ahh lmao
I don't post here so often,sorry.
(I speak English and Persian)
اون پایین سه تا حالت برای پیام هست
اگه به پی وی تو پیام بده آخرین حالت بلاکه که اصلا دیگه پیاماش برات نمیاد
اینکارو کنین پیاماش نمیاد
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من : آره🥲
تا حالا زیاد به کسی نگفته بودم اینو....اره
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: خب...حالا که فکر میکنم....یکمی شبیه منی...اما من قدیمی....من قبلا اصلا شجاع نبودم...
تنها...
مثل من قدیمی....من قبلا متفاوت بودم...اما الان متفاوت ترم..
من دردام مخفی میکنم....مثل یک راز.....
من خجالتیم
شاید این چهره من باشه و منو شجاع نشون بده ولی حقیقت یک چیز دیگست...
من...از خیلی چیزا میترسم....
عصبی میشم یکمی* اونا منو مسخره میکردن....و همش من ناراحت میشدم! اما یاد گرفتم نباید یک ترسو باشم!باید قوی باشم! و منم شدم!ا
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: چرا؟😐
هیرو: میخوای بدونی؟
من: نمد....اممم....باشه بگو چرا😐😐🔪🔪
من در دل خود: متمعنم اون هم قلب داره
اونم یک آدمیه که احتمالا درد و رنج زیادی کشیده
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
هیرو: تو همیشه میبازی! الانم باختی!ا داره اینا رو میگه تا خودشو مثلا برنده نشون بده*
من: نه نه نه من تنها نیستم،اما تو هستی! علتش اینه که آدم بدی هستی!ا
و خودتم میدونی من هرگز آدمای بد رو دوست ندارم!ا
و هیرو رو هل میدم توی لاوا*
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من:اممممم 😐
چاقومو در میارم و پشتم قایمش میکنم
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من:😐 واقعا؟ و سعی میکنه منو بکشه و منم هی جاخالی میدم*
انتیتی: وایستا یکجا لعنتی!ا👿
من: لول نوپ!ا😈 و اهروم رو میکشم و انتیتی پرت میشه پایین* فقط میمونن اون دوتای آخری
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: سرعتمو بیشتر میکنم* هه هه هه...😈😈
و از قصد طلا و نقره و...میریزم زمین
نال: الماسسسس!ا و تناب رو با چاقو میبرم و یک قفس میوفته روی نال و گیر میوفته*
من: تیک زدن اسم نال * اولیش افتاد توی تله
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: هه هه هه...شما احمق ترین چون صاف با کله رفتین توی تله من😈
من احمق نیستم،احمق شمایین!ا😈😈
حالا اگه میتونید منو بگیرین!ا😈
و خیلی سریع فرار میکنم*
نال: چرا انقدر ابلهه؟
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: حرف آخری نداری😈
هیرو: چرا و اونم اینه که تو احمق ترین کسی هستی که توی عمرم دیدم!ا😐
من: پرت کردن هیرو توی لاوا*
هیرو: سقوط*
من: و پایان خوبی برای هیرو
هیرو: هنوز نه روباه ابله
من: وات!!؟ ابلهههههه!!؟؟
و چشمام قرمز نمیشن عادی میمونن اما خط میشن*
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: درسته...ولی تو باختی...درست مثل همیشه هیرو
خودتم میدونی که اگه بخوای دوستای منو بکشی..چی میشه؟ پاکتمرو از روی سرم برمیدارم و چشمان قرمزم معلوم میشه*
هیرو:😐😑😐
من: هیرو رو کنترل میکنم و میارم توی یک پرتگاه که آخرش لاوا پره*
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: ری اسپان میشم کنار سیلور* من برگشت...سیلور! بیدار شو!ا
-خیلی دیر شده! دوستت داره میمیره😈
من: که این طور پس دوست منو میخوای بکشی...
- آی سرم داره گیج میره! بسهههه! از سرم بیا بیرون دیونه! آهیییییههه!ا بسهههههه!ا
من: هرگز! که میخوای دوست منو بکشی؟ هان؟
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: در چت:*سیلور نیا اینجا فقط یک
tpa
بفرست به اسم من
خب حالا چجوری برم بیرون؟
حس بدی دارم...نکنه که سیلور بیاد و برای نجات من آسیب ببینه؟
و توی چت میزنم:
سیلور احتیاجی نیست بیای من برمیگردم اما یکمی صبر کن
و میپرم توی لاوا و ری اسپان میشم در لوکیشن قبلی*
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: وایستا ببینم اینجا کجاست؟ من کجام؟ و صدای زامبی رو میشنوم و توی چت میزنم*
Tpa silver*
سیلور توی خونه داره تخت میسازه*
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من: حرفی نمیزنم چون توی دلم حرف میزنم:*( سیلور چش شده...؟ چرا انقدر عصبی شده؟ اگه روستا رو واقعا نابود کنه چی؟.....امممممم...ا)
- نیکس،چرا ساکتی؟
- عه هیچی هیچی...
اممم من میرم تورچ درست کنم تا برم توی غار و یک چژزی پیدا کنم تا پیک اکس بسازم و انقدر با دست نکنیم