داستان عروسک تنها: این یک عروسکیه که خوبه اما قدرت های جادویی داره و توی یک جعبه هست که یک دسته کنارشه
و هیچ کسی اینو از عروسک فروشی نمیخره و بعدش توی یک روز بارونی صاحب مغازه اونو دور میندازه
و این بیدار میشه و میاد میبینه همه عروسکای دیگه برگشتن توی مغازه
و یکمی کثیف شدن( خونی شدن،چون فقط این عروسکه بوده که خوب بوده)