هیرو: تو هم نباید ذهن خوانی میکردی! بگیر که اومد!!😡😡💥
رعد و برق زدن به من و منم اسکلتم معلوم میشه *
و ازم دود بلند میشه*
من: آیییی، این از رعد و برقای ساسپکتس دردناک تر بود😖
و میوفتم زمین*
من: امممم....
هیرو: نهه! اون نباید میگفت! من میخواستم مخفیانه این کارو کنممممم!!ا😐🔪💔
سیلور:نیکس...نیکس کجا رف...؟
من: بدو بدو دست سیلورو میگیرم و میرم سمت مخفی گاهی که ساختم* عررر الانه که بدبخ شیممم!!ا😱😱
هیرو: وایستید ببینم😡
و دنبالمون میدوه*
دقیقا😂😭🔪
جررر از دیشب دارم زور میزنم یک انیمیشن درست کنم و تازه رسیدم به ۱۹۸ فریم که این یعنی نصفش هم نرسیدم😐
و از صب میخوام با دوستام حرف بزنم و حتی یک لحظه هم وقت نداشتم و الان وقت دارم
من: جررر من میدونم ولی به خاطر هیرو نمیگم استیو🙂
هیرو:درواقع هیرو توی ذهنش داره به استیو گل میده و عضر خواهی میکنه به خاطر کارایی که کرده* نیکس اگه بگی میکشمت😐🔪
من: نمیگم چون میدونم بعدش چی میشه