ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Block this user   Report this user

You can check easy new anime post by this user.
If you want to follow this user, please login Login

(\ (\
(„• ֊ •„)
━O━O━━━━━━━━━━━━━
◓・: 𝐡𝐢𝐢𝐢, 𝐜𝐚𝐥𝐥 𝐦𝐞 𝐭𝐞𝐱 🦖◒
ₛₕₑ◌ₕₑᵣ★𝖝𝖓𝖙𝖕
¹³ 🐢
𝙿𝚕𝚎𝚊𝚜𝚎 𝚒𝚐𝚗𝚘𝚛𝚎 𝚝𝚑𝚎 𝚘𝚕𝚍 𝚊𝚛𝚝 𝚋𝚎𝚌𝚊𝚞𝚜𝚎 𝚌𝚛𝚒𝚗𝚐𝚎 𝚊𝚗𝚍 𝚜𝚑𝚒𝚝..
◑ ᴄᴀɴ ʏᴏᴜ ꜱᴜᴘᴘᴏʀᴛ ᴍᴇ?◐ 🦄 ✧・゚
𝕀𝕟𝕤𝕥𝕒𝕘𝕣𝕒𝕞 𝕒𝕣𝕥𝕤🦦🍄: @𝘵𝘦𝘹_𝘢𝘳𝘵𝘪𝘹0 .・゜゜・
𝐬𝐱𝐬𝐡𝐥𝐞𝐲 🦄🌱
#furryfandom ♡
━━━━━━━━━━━━━━━━

Translate

45 Following     308 Follower

  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

باب: اممم اقای خرچنگ؟ میشه من حساب کنم؟ به جاش از حقوقم کم کنید لطفا ااا
حرفای هرروز شه*
خرچنگ: اوکی
تیسی لبخندی ملیح میزند و هردو بسی از باب تشکر میکنن 🗿
باب : کاری نکردم که
خنده ی همیشگی*

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی: باشه من حساب میکنم 🗿
صورت حساب رو به گربه میده*
تیسی بعد از خوندن صورت حساب :
وات دااا فاااااک
عرر صداش همه جا می پیچه 😐💜
و به سوی دفتر اقای خرچنگ میدوه و در و با پا میشکونه
قیافه ی خرچنگ :😐
قیافه تیسی: قابل توضیح نیست 🗿
وی بعد از پدر خرچنگ و در اوردن و تخفیف گرفتن :
اوک حالا چی؟ 🗿

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی که بالاخره از افق در میاد: اممم سیلور عجیبه با اینکه حرفت خیلی منحرف کننده بود ولی باب داره بازم به کار خودش ادامه میده و محو نیس 🗿
سیلور : ولش غذاتو بقول 🗿

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

باب: شما دخترا چیزه دیگه ای لازم ندارین؟
تیسی که هنوز به افق خیره است :😐
سیلور: ن-نه ممنون 🗿
و باب به سرعت به سمت اشپز خونه میره

3 years ago   Reply
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی به افق خیره میشه
تیسی: 🙄
باب:😐
وی به شدت لبو میشه
سیلور: اممم تیسی فک کنم زدی میز و شکوندی
باب: نگران نباشید! الان میز و درست میکنم!
و یهو همه جا گرد و غبار میشه و یهو میزه برق هم میزنه! /:

3 years ago   Reply (2)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

وی به غذاش نگاهی می اندازه
تیسی: میشه سس قرمز هم بدی؟ 😐💜
و ب قول خودت با مسخره بازی سس رو میرسونه 😑
تیسی: اوکی شروع کن که دارم از گرسنگی میترکم

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی: بابا خب کدوم گربه ای رو دیدی جلو ی خودشو بگیره؟ 😹
در همین حین باب اسفنجی درحال درست کردن همبرگر
باب: سفارش میز دوازده حاضر هههه!

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی به ماهی های اطراف خودش نگاه میکنه و تو دلش میگه :
چ غلطی کردم امم کاشکی من نمیومدم 😐💜
سیلور: چطوره بریم رو میز شماره ی 12 بشینیم؟
تیسی : فکر خوبیه

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی آب از دهانش اویزونه *
تیسی: وای سیلور کمکم کن نباید سوتی بدمم 🥴

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Dinny.....

اوکی مهم نیس اول از کی شروع کنیم؟ 😹

3 years ago   Reply
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

∆·itz★N1XY·!

امم نمد 😐

3 years ago   Reply
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

∆·itz★N1XY·!

تازه اومدم 😹

3 years ago   Reply
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Mangel🦊

پس اگه اینجوری باشه باید فامیلی هاشون هم یکی باشه
تیسی کتی
تیکا کتی
😐💜

3 years ago   Reply (2)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

you?

ببین من زیاد نمیتونم با این اکانت بیام پس تیکا رو زیاد جدی نگیر اوکی؟ /:

3 years ago   Reply (2)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Mangel🦊

از وانی متنفری؟

3 years ago   Reply (2)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

∆·itz★N1XY·!

خب... اون یه گرگ دختره که خیلی هم خفنه فکر کنم دیدیش

3 years ago   Reply (1)