Block this user Report this user
(\ (\
(„• ֊ •„)
━O━O━━━━━━━━━━━━━
◓・: 𝐡𝐢𝐢𝐢, 𝐜𝐚𝐥𝐥 𝐦𝐞 𝐭𝐞𝐱 🦖◒
ₛₕₑ◌ₕₑᵣ★𝖝𝖓𝖙𝖕
¹³ 🐢
𝙿𝚕𝚎𝚊𝚜𝚎 𝚒𝚐𝚗𝚘𝚛𝚎 𝚝𝚑𝚎 𝚘𝚕𝚍 𝚊𝚛𝚝 𝚋𝚎𝚌𝚊𝚞𝚜𝚎 𝚌𝚛𝚒𝚗𝚐𝚎 𝚊𝚗𝚍 𝚜𝚑𝚒𝚝..
◑ ᴄᴀɴ ʏᴏᴜ ꜱᴜᴘᴘᴏʀᴛ ᴍᴇ?◐ 🦄 ✧・゚
𝕀𝕟𝕤𝕥𝕒𝕘𝕣𝕒𝕞 𝕒𝕣𝕥𝕤🦦🍄: @𝘵𝘦𝘹_𝘢𝘳𝘵𝘪𝘹0 .・゜゜・
𝐬𝐱𝐬𝐡𝐥𝐞𝐲 🦄🌱
#furryfandom ♡
━━━━━━━━━━━━━━━━
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
تیسی نفسی عمیق کشیده و
اوخیییش به خیر گذشت وگرنه اون شوخی سرش نیس واقعا مقوله 😐
فاکسی درحال پا پنجه ای در رفتن تیسی : فاکسی کجا؟ بیا باهم بریم 😈😂💔
فاکسی : دوستان دی اند 🗿🔪
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
تیسی: عمرا بتونی خوشمل منو بدزدی به همین راحتی ها نیس 😈💃🏻
کلونی: وایسا ببینمم!
فاکسی: به چخی رفتم 🗿💔
و هر سه عین مرغ به دنبال هم دیگر میدوند 😂😂🔪
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
اوم اوکی 🗿💔
تیسی سر فرصت استفاده میکنه و فاکسی و میقاپه و به سرعت در میره 🗿🔪
فاکسی: وایسا.. داری منو کجا میبری؟ 🙄😳
تیسی: به موقعش میفهمی 🗿
از اونو سیلور و کلونی:
کلونی: اون چیکار کرد؟ /:
سیلور: من خودمم نمیدونم 🗿 نمیدونم....
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
تیسی: اومم باشه... سیلور بیا ولش کن
کلونی رو به زمین میندازد *
کلونی درحال محو شدن خون سیاه از چشماش*
اوه... من چیکار کردم؟ 😥
پریدن فاکسی تو بغل کلونی *
تیسی: اوه شایدم باید میذاشتم بقولتش 😑😒
کلونی: اوه دوست من... خوشحالم که هنوز نکشتمت!
میتونی بری!
فاکسی درحال چش حلقه ای شدن * 🗿💔
تیسی: اوه عالیه! سر فرصت میتونم حالا خیلی راحت مخ فاکسی رو بزنم 😈🔪*
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
سیلور : چرا که نه؟ 😈
بلد کردن کلونی کوچولو *
سیلور: تو میخواستی دوستامو بکشی؟
کلونی: باشه قبوله منو بقول 😣🖤💔
فاکسی : چی؟ نهه صبر کنید!
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
تیسی: اوه مهم نیس 🗿💔
اون میخواست عشقم رو بکشه!
فاکسی: اوه چی؟ 😐💔
تیسی: بیاید از اینجا دور بشیم کم کم داره خطرناک میشه 🗿
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
تیسی دیگه حوصله ی لج بازیای فاکسی رو نداره و مث قهرمانا فاکسی و بغل میکنه و در میره 🗿💔 *
فاکسی درحال قرمز شدن و خجالت کشیدن*
فاکسی: چ-چ... چیکار میک-نی؟
تیسی: منو محکم بچسب نیوفتی!
تیسی از درون: 😀😀😀
سیلور: اوه بیا جلو ببینم 🗿
کلونی دیه کفرش در اومده و محکم چک کش رو بالا میبره *
یهو تیسی یقه ی سیلور و میکشه و از مرگ نجاتش میده 🗿💕 *
بدو فرار کنیم!
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
سیلور: تیسی! کلید و بگیر!
تیسی پریدن رو هوا و کلید و گرفتن *
اوه عالی شد! 😀
کلونی: هیچ کس حق نداره سمت فاکسی نزدیک شه 😠🖤
تیسی: ولی من حق دارم UwU 💕
باز کردن قفل و پریدن تو قفس*
هی فاکسی! دستم و بگیر و بیا باهم بریم!
فاکسی: چی؟ نه... من خطرناکم و به همه حمله میکنم 😣🖤
تیسی: بدو تا سیلور حواس کلونی رو پرت میکنه ما باید در بریم تا دیر نشده..
سیلور از اونور: جا خالی دادن از ضربه های چک کش کلونی*
سیلور: خیلی ضایع بودیی 😀😀😀
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
سیلور درحال رفتن و نزدیک شدن به کلونی *
کلونی: وایسا ... تو کی هستی؟ اینجا چی میخوای؟ 🤨🖤
قلب سیاه به معنی چشمای خونی و سیاهه 🖤 *
سیلور: امم چیزه ببینم میتونی واسم نمایش اجرا کنی؟ لطفااا 😐
کلونی: خب.. باشه
تیسی از اونور:
هی فاکسی! منو نگاه
فاکسی: اوه... تو برای چی اینجایی؟ بذار من همینجا بمونم
تیسی: چی؟ نه! من عمرا بذارم کراشم... یعنی چیزه .. دوستم بمیره!
فاکسی: اوه.. 😐
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
و هردو ارام به قفس نزدیک میشوند *
کلونی درحال به اطراف نگاه کردن 👀 🖤 *
فاکسیی هم خیلی بی حوصله توی قفس اوفتاده و به بالای قفس نگاه میکنه 🗿💔
تیسی: اومم بیچاره فاکسی دلم براش میسوزه
سیلور: حالت خوبه؟ 😐 چرا انقدر عجیب سدی؟ 💔🗿
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
تیسی: امم نه چیزه من خوبم! من چند سالمه؟ |: اها.. یه بار دیه بگو نقشه رو ...
🗿🔪
سیلور: 🗿
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
من راضیش میکنممم 🗿
تیسی درحال خنده یه شیطانی : یاح یاح یاااحح 😈
فاکسی به چخ میرود 🗿🔪 *
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
چطوره یه بار بریم به روبلاکس 🗿
بریم به نجات ف.ا.ک.س.ی از قفس؟ ._.
Silver :V member of ❤️💚🧡 an...
.________.
خب حالا که مغزمون پا نمیده بیا از یه چیزی شروع کنیم... 🗿
و ناگهان محو میشود 🗿💔
تیسی درحال چشم حلقه ای شدن و لبخند ملیح زدن 🥲*
تیسی: چرا نمیتونم بعد این همه وقت خوشمل خودمو ببینم؟ 🗿💔