ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Block this user   Report this user

You can check easy new anime post by this user.
If you want to follow this user, please login Login

(\ (\
(„• ֊ •„)
━O━O━━━━━━━━━━━━━
◓・: 𝐡𝐢𝐢𝐢, 𝐜𝐚𝐥𝐥 𝐦𝐞 𝐭𝐞𝐱 🦖◒
ₛₕₑ◌ₕₑᵣ★𝖝𝖓𝖙𝖕
¹³ 🐢
𝙿𝚕𝚎𝚊𝚜𝚎 𝚒𝚐𝚗𝚘𝚛𝚎 𝚝𝚑𝚎 𝚘𝚕𝚍 𝚊𝚛𝚝 𝚋𝚎𝚌𝚊𝚞𝚜𝚎 𝚌𝚛𝚒𝚗𝚐𝚎 𝚊𝚗𝚍 𝚜𝚑𝚒𝚝..
◑ ᴄᴀɴ ʏᴏᴜ ꜱᴜᴘᴘᴏʀᴛ ᴍᴇ?◐ 🦄 ✧・゚
𝕀𝕟𝕤𝕥𝕒𝕘𝕣𝕒𝕞 𝕒𝕣𝕥𝕤🦦🍄: @𝘵𝘦𝘹_𝘢𝘳𝘵𝘪𝘹0 .・゜゜・
𝐬𝐱𝐬𝐡𝐥𝐞𝐲 🦄🌱
#furryfandom ♡
━━━━━━━━━━━━━━━━

Translate

45 Following     308 Follower

  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

اوکی 🗿💜
دختر خالم مث چی درس خوندن و همش تو اتاق خودشو زندانی میکرد سر از کتاب در نمیورد اخر بهش گفتن برو پرستار شو 😐💔
جررر

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

اوکی بیا امسال رو بترکونیم 🗿💜
جمله ای ک من هرسال میگم /: 💔
هعیی کلاس هفتم باید از بست فرند هام جدا شم 🥺😢💔
خیلی سخته فکر کن از بچگی با دوستات باشی و حتی واتساپشون هم داشته باشی بعد باید ازشون جدا شی 💔

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

اوه مام 😐💔
یاع خدا..
ببینم کلاس ششم چند تا کتاب داشت؟ 💔

3 years ago   Reply (2)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Hmmm..... Mom?

حالا موندم انیمیشن سازی و یوتیوبم رو چیکار کنم؟ ...
بهم گفتن حق ندارم موقع درس میم بسازم 🗿🗿🗿🗿💔

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

خو اوکی تا اون موقع بیا برنامه ریزی کنیم که روزی حداقل یه ساعت باهم چت کنیم 😑💔

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Hmmm..... Mom?

بچه ها متاسفم...
من از بیست و هشتم به بعد فقط میتونم پنجشنبه ها و جمعه ها باهاتون باشم 😞😢
یه ماه دیگه باید کلا بچسبم ب درسام 😑
هعیی بای بای تابستون 🗿💔
ولی شاید بعد از درس خوندنم بتونم روزی یه ساعت آن باشم
پس لطفا تو اون تایم شما هم ان بشید ممنون 🥲💜
تیسی کتی هم باید جنگولک بازی رو بذاره کنار دیگه 🗿💖

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Hmmm..... Mom?

سیلورر ارتی که راجب الکس و استیو کشیده بودی رفته تو هفته ی برتر 😀💖

3 years ago   Reply (2)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

∆·itz★N1XY·!

تیسی : اوه.. میدونی چیه؟ من این غذایی که شاید نتونه کسی رو سیر کنه رو نمیخوام! بگیرش! و از اونجا دور میشم

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

∆·itz★N1XY·!

تیسی با زدن یه مشت تو شکم نیکی شیکا رو پرت میکنه بیرون!
دندون گرفتن شیکا *
تیسی: هه! بدبخت
نیکی درحال خون بالا اوردن چون ضربه ی دردناکی خورده

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

∆·itz★N1XY·!

تیسی: gggrrrrr
از اولشم میدونستم روباه ها دزدن! 💀💀
زود باش شام منو پس بده!

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی سریع میره زیر پتوی سیلور و تظاهر میکنه یکی از بالشت هاست 🗿💔
سیلور: وویی این چی بوود؟؟
پتو رو کنار زدن *
و یهو یه گربه ی سفید سر از زیر پتو در میاره 🗿🔪 *
سیلور: عرررر!
نیکسس!
منو از خونه پرت کردن بیرون * 🗿
سیلور: گربه ی بد منحرف!
من: خراب کردم؟ 🗿
اوکی یه نقشه دیه...

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

پنجره ای که سیلور تو اون اتاق خوابیده بازه... *
تیسی: ایول! از پنجره میرم تو 😀🔪
تیسی درحال بالا رفتن از دیوار *
نیکی: اون داره چیکار میکنه؟ 😶

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Silver :V member of ❤️💚🧡 an...

تیسی درحال بین چمن ها حرکت کردن و منتظر موندن که سیلور خوابش بگیره... *

از اونور نیکی که پشت بوته ها قایم شده و داره منو میبینه... *
من: اوه...؟ بوی همون روباهه میاد... اوه شت نکنه لو رفتم؟ 🗿💔

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

∆·itz★N1XY·!

من: نه! یه گربه خودش تنها شکار میکنه... ولی بازم مرسی..
من دیگه باید برم... خداحافظ نیکی!

3 years ago   Reply (1)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

Hmmm..... Mom?

تیسی: اوه باشه...
یه فکری دارم! بهتره به سبک سنتی شکار کنم /:

3 years ago   Reply (2)
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

🖤Mariyo8815🖤

شب به خیر 🐾

3 years ago   Reply
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

🖤Mariyo8815🖤

اوه.. ولی چرا؟

3 years ago   Reply
  ᴛɪxꜱꜱʏ ^^

🖤Mariyo8815🖤

سلام چه خوب که برگشتی دوست قدیمی! 😇
ببینم دیگه پیشمون میمونی؟

3 years ago   Reply (1)